دنیا دنیا…

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است جمعه, ۳۰ مرداد, ۱۳۹۴ در ساعت ۱۲:۰۹
یه جایی هم هست توی  How I met Your Mother که تد میره از یه دختری رقص بارون رو یاد می گیره و میره روی پشت بوم و رقص بارون رو اجرا می کنه.انقدر اجرا می کنه و خطاب به دنیا داد می زنه که تد موزبی داره صحبت می کنه، به من بارون بده…داد میزنه و طلب بارون می کنه…طلب بارون می کنه که رابین نتونه آخر هفته با همکارش بره خارج از شهر…اونقدر خطاب به دنیا داد میزنه که آسمون تیره میشه و بارون می باره…رابین هم نمی تونه بره خارج از شهر و …خلاصه تد به خواسته ش می رسه…
داشتم فکر می کردم کاش می شد همین قدر محکم و با اعتقاد داد زد و از دنیا چیزی رو طلب کرد.بعدترش که داشتم سالاد درست می کردم با خودم فکر کردم که حالا به فرض هم که تو بری داد بزنی و از دنیا طلب چیزی کنی، و دنیا هم بگه من درخدمتم قربان، چی میخواین؟!حالا واقعا چی میخوای از دنیا؟!
هر چی فکر کردم دقیقا نفهمیدم چی میخوام!!!
بعد با خودم گفتم وقتی من خودم دقیقا نمی دونم چی میخوام، وای به حال بقیه و دنیا و کائنات و …
خوبه آدم اول از همه تکلیفش رو با خودش روشن کنه!!!
اینم از مکاشفات حین نهار پزون به وقت جمعه ظهر!
ted



هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: