پنجشنبه سی ام مهر

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است پنج شنبه, ۳۰ مهر, ۱۳۹۴ در ساعت ۱۰:۱۹

آخرین پنجشنبه مهرماه در حالی شروع شد که علی آقا از کله سحر اومده و در حال بشور و بساب در منزل می باشد.پرده ها رو درآورده و در حال شستن شیشه ها می باشد.منوی امروز منزل ما، خورشت کدو بادمجون به همراه کیک شکلاتی خیس می باشد.هایده داره میخونه:

ای عزیزای دلم یه روزی
ایوون از پرستوها پر میشه باز
خونه پر از صداست.صدای آروم ماشین لباسشویی، صدای تلویزیون که به درخواست مادرک روی پی ام سی هستش، صدای کدوها که دارن جلز ولز سرخ میشن، صدای جاروبرقی، صدای زودپز، صدای شوفاژی که هنوز هواگیری نشده و صدای موتور جت میده…
هوا نیمه ابر و خورشیده…به علی آقا می گم غلط نکنم بارون بیاد، تا شیشه ها رو شستی بارون میاد…میگه نه، بارون نمیاد، اگه بیاد هم بارون کج نمیاد که شیشه ها رو کثیف کنه…
خونه پر از بوهای مختلف شده…بوی کیک شکلاتی توی فر، بوی کدوهای در حال سرخ شدن، بوی مواد شوینده، بوی کرمی که به دستم زدم و بوی دسر گرفته دستم…
دیشب داشتم کتاب میخوندم که خوابم برد.ساعت دو و نیم از تشنگی بیدار شدم و دیدم چراغ هنوز روشنه و عینکم هم به چشمم…
از دیشب که دو تا برش فسقلی پیتزا خوردم، دلم آشوبه…دلم داره ضعف میره از گرسنگی ولی احساس پری و خفگی دارم…اصلا یه حال غریبی…نمیدوم چی بود توی این پیتزا؟!غلط نکنم مال سوسیس و کالباسش بود.من خیلی وقته که سوسیس و کالباس رو از سبد غذایی خانوار حذف کردم ولی دیشب گفتم حالا بعد از کلی وقت یه ذره بخورم…خلاصه خوردن همانا و این حال و روز غریب همانا…
هر سری علی آقا میاد اینجا من کلی وسیله میریزم دور ولی نمیدونم پس چرا هنوز انقدر خرت و پرت توی خونه س؟!خونه مون شده مثل کیف جادویی مری پاپینز!!!
دوستی نوشته بود:نذر همه‌تون قبول باشه، حواس‌تون به دل آدمها هم باشه…
باشه، باشه، باشه، حواسمون باشه…
آهنگ گوش بدیم.


۷ نظر لـ پنجشنبه سی ام مهر

  1. ملی توسط:

    ۳ آبان, ۱۳۹۴ در ساعت ۰۰:۱۰

    اخ جون، خیلی خوشحالم که باز مینویسی. میبوسمت.
    ۸ ساله میخونمت.

  2. نازی توسط:

    ۵ آبان, ۱۳۹۴ در ساعت ۱۳:۲۲

    خیلی خوبه که هستی دوست من و می نویسی…چون من خیلی خیلی خودتو نوشته هاتو آشپزی هاتو دوست دارم و از همشون استفاده کردم عزیزم…ممنون…راستی تو اینستاگرام نیستی؟خیلی دوست دارم اونجا در ارتباط باشیم.

  3. منصوره_صوری توسط:

    ۸ آبان, ۱۳۹۴ در ساعت ۰۸:۱۴

    خونه نو مبارک
    ان شاء الله در این خونه همش از اتفاقات خوب و خوشایند خودت و خانواده بنویسی

  4. مریم شیرازی توسط:

    ۲۵ آبان, ۱۳۹۴ در ساعت ۰۹:۵۹

    به به خونه جدید مبارک عزیزم…حالا من که عادت به گفتن رزی دارم چکار کنم؟
    مامان خوبن؟
    عزیزمی..چقدر جات توی شیراز خالیه…بیا این ورا

  5. پرستو توسط:

    ۹ آذر, ۱۳۹۴ در ساعت ۱۱:۰۴

    سلام عزیزم صفحه جدید مبارک ، انشاالله کنار خانواده شاد و سلامت باشی و ممنون از نوشته های قشنگت

  6. saba توسط:

    ۱۷ آذر, ۱۳۹۴ در ساعت ۲۳:۰۸

    سلام عزیزم جوون*:)
    امیدوارم احوالات خوب خوب باشه رزی عزیزم.
    راستش من به این اسم عادت دارم؛
    گرچه میدونم اینجا همه چیز تغییر کرده و…
    اما شما در ذهن من همچنان رزی جون میباشی :)
    عزیزم ازت یه درخواست داشتم.
    به یه پروژه متره احتیاج دارم
    در پی راه حل یاد دوست جان مجازی افتادم.
    امکانش هست کمکم کنی جانم جان؟؟

  7. سوفی توسط:

    ۲۱ آذر, ۱۳۹۴ در ساعت ۱۷:۳۴

    سلام رزی جون .. اینجا هم غیبتت طولانی شد که :دی
    راستی کیک خرمالو رو من درست کردم خیلی خوشمزه شد
    ممنون بابت درستور خوب و دقیقت
    راستی میتونم آدرس اینستاگرامت رو داشته باشم ؟؟
    ممنون

دیدگاه‌تان را بنویسید: