این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است جمعه, ۱۳ فروردین, ۱۳۹۵ در ساعت ۲۱:۲۱

تعطیلات نوروز مثل برق و باد گذشت…باورم نمیشه دو هفته تعطیلی تموم شد…تازه من از روز 25 اسفند به بعد هم شرکت نرفتم.ولی خب وقتی بزرگتر میشی، زمان سریعتر و سریعتر می گذره…تعطیلات هم سریع گذشت…هفته اول عید رو که یه مسافرت هیجان انگیر با یک سری آدم هیجانی داشتم که خیلی خوب بود.جاهایی رفتم که تاحالا نرفته بودم…یه سال تحویل متفاوت…یه شروع متفاوت برای یک سال متفاوت.این مسیر سفرم بود.

12

میخواستم سفرنامه بنویسم ولی فعلا حس و حالش نیست….شاید بعدا نوشتم…

بعد از برگشت از سفر یه یه روزی ریکاوری کردم خودم رو و بقیه ش به مهمونی رفتن و مهمونی دادن گذشت…سینما هم نشد برم…حیف…سینما رفتن توی بهار یه حال خوشی داره…همه چیز توی بهار یه حال خوشی داره…به شرطی که حال دلت خوش باشه…

فردا اولین روزکاری سال جدید هستش.یه جورایی انگار سال جدید به صورت جدی از فردا شروع میشه.امیدوارم اتفاقهای خوبی در انتظارمون باشه.هر چند به نظرم ما خودمون با انتخابهامون خوب یا بد رو میسازیم…امیدوارم انتخابهای درست و هوشمند داشته باشیم.پر از سلامتی و عشق و خوشی باشیم…به آرزوهامون برسیم و بخندیم از ته دل…

میخواستم یه متن دلی بنویسم ولی نشد…نیومد…هرچی زور زدم نیومد…اصلا انگاری دیگه کشش نوشتن نوشته های بلند رو ندارم…

سیزده تون به در….غم هاتون به در…

مراقب خودتون باشین!



۳ نظر لـ

  1. مریم شیرازی توسط:

    ۱۵ فروردین, ۱۳۹۵ در ساعت ۱۰:۵۲

    سال نو مبارک عزیزم….واقعا خیلی زود گذشت…به امید رسیدن به همه هدفهای تعیین شده سال 95…..

  2. پریسا مامان امیرارسلان توسط:

    ۱۶ فروردین, ۱۳۹۵ در ساعت ۰۹:۴۴

    یزد هم بودی عزیزم؟کاش دیده بودمتتتت
    امسالت خوش و پر از اتفاقای خوب

  3. sama توسط:

    ۲۴ فروردین, ۱۳۹۵ در ساعت ۰۹:۱۵

    سلام رزی
    من از همون اول وبتو میخوندم.ازهمون موقعی که با اون بودین خوش بودین هی بهم میزدین و دوباره باهم میشدین…از همون موقع هی میخواستم بهت بگم این ادم تو نیس.ادمی که تو زمان حال باهات باشه و نخواد باهات اینده ای داشته باشه حتما یه جای کارش میلنگه..ولی گفتم تو که به حرف من و من ها توجهی نمیکنی و درنهایت خودت باید اینو بفهمی…چون منم دقیقا تو یه رابطه ای مثل تو گیر افتاده بودم و سالهای جوونیمو هدر دادم برای یه ادم اشتباهی و به حرف دیگرانم گوش نمیکردم و خودمو گول میزدم درست مثل تو…میخواستم بگم تا موقعی که اون ادمو میبینی و کاملا کات نکردی هرگز ازین گرداب بیرون نمیای..چه خوب شد که خودت اینو فهمیدی …من الان که نگاه میکنم خیلی خوشحالم که اون روزا گذشته و همسرمو دخترم تو زندگیم هستن که لیاقت عشق دارن…امیدوارم این روز برای توهم برسه..واقعا و از ته قلبم امیدوارم

دیدگاه‌تان را بنویسید: